تبليغاتX
وقتی که ... - يك نامه گمشده از فرهاد
خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صدچندان برزشتی آنها می افزاید

فرهاد مهراد را از خاطر نمی بریم. 

اشاره : آخرين ايرادي كه انتشار آلبوم “خواب در بيداري“ را به تاخير انداخت مربوط بود به عكس خواننده كه در جلد اين اثر گنجانده شده بود.

 

 

مسئولين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي  معتقد بودند كه تصوير خواننده بسيار تلخ و غمگين است و مناسب انتشار نيست.

فرهاد  نيز در پاسخ  تصوير  غمگين تري به همراه نامه اي به شرح زير خطاب به آقاي سلمانيان ،معاون وزارتخانه،فرستاد.

 جناب آقاي سلمانيان

با عرض تشكر از همكاري و مساعدتهاي شما،در مورد عكس كه مورد قبول واقع نشده،عكس ديگري همراه اين نامه هست كه به گمان مخلص از تصوير قبلي تلختر است  اما علي اي حال اميدوارم رد نشود.

نكته اي را لازم ميدانم به عرض برسانم و آن روح و هويت نوع موسيقي و علي الخصوص صداي بنده است كه كاملا نماينده خلقيات و روحيه صاحب صدا است و البته بد يا خوب هيچگونه شباهتي با ديگران ندارد و به ناچار اگر بفرض محال تصوير خوشي و خرمي هم مخلص در اختيار داشت نماينده واقعي بيست و هشت و نه سال جنس كار من نبود و اگر قبول كنيم كه سكه بي اعتبار زندگي دو روي تلخ و شيرين دارد(چه بخواهيم و چه نخواهيم) و هر كدام داراي مظاهر بي شمار،اين بنده هم يكي از مصاديق بارز روي تلخ سكه

عرض ديگري نيست ، ان شاءالله موفق و مؤيد باشيد

                                                      فرهاد مهراد

 

آقاي سلمانيان نیز پس از رويت عكس جديد،لطف نموده! مجوز انتشار عكس اول را صادر كردند.

اینگونه رفتارهای مسئولین دلسوز جالب است نميتوانم خوب قضيه را هضم كنم.البته این خبر هیچ وقت در مطبوعات وقت درز پیدا نکرد و این همان چیزی است که ما به آن آزادی بیان می گوییم!!

کمی فکر کنید ... چندین ماه یا شاید چند سال زحمت کشیدن و اندیشیدن و ساختن و دلواپسی بار یک آلبوم و  .... سپس بگویند عکست را عوض کن! آیا آنها شعر و موسیقی همراه آلبوم را که پشت عکس پنهان بود شنیده بودند که این آلبوم را رد کردند ؟

                           

 

 

خداوند همه آدم هاي كوچك رو به قلب آدم هاي بزرگ ببخشد .

 

 

فرهاد الان ديگه تو جمع مانيست . با اينكه به شخصه بزرگترين آرزوم بود كه فقط يك شب از نزديك تو يكي از كنسرت هاش مي تونستم  حضور داشته باشم .

چطور مي شه از فرهاد به همين راحتي ها گذشت؟ كاش يكي بود جواب اين همه سوال منو مي داد. كاش يكي درک می کرد كه امثال فرهاد- فريدون- بيات و خيلي هاي ديگه از چي رنج ميكشيدن ... كاش ايران انقدر بزرگ بود و آدمهاش مي فهميدن وطن كوروش رو نباید مرز انحصار کشید. وقتي تمومه دنيا داره به يك شهر خيلي بزرگ تبديل مي شه ما تازه بايد بريم و از یه عده وطن فروش یهودی بخوایم که بیان و در مورد هولوكاست باهاشون صحبت کنیم!‌ و ... 

باشه ... همينه ديگه فعلا بايد ساخت...

حيف از فرهاد ... حيف ...

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط کاوه |



zirtitr :: پایگاه خبری فارسی زبان یوفا ::