* سلام - آقای ... ؟
¤ سلام - خودم هستم - بیا تو در رو هم ببند...
* ببخشید من ... هستم دیروز با منشی شما تلفنی صحبت کرده بودم و یه قرار ملاقات با جنابعالی واسه امروز فیکس کرده بودم.
¤ خوب. چند ساله داری کار می کنی؟ یه رزومه بده ببینم !
* من یه دوسالی هست که می نویسم. تقریبا تو همه حوزه ها. ولی چند تا از اونا تعطیل شدن و بعضی هاشونم رفتار خیلی خوبی با خبرنگارای جوون نداشتن. این شد که تصمیم گرفتم جام رو عوض کنم!
¤ دوست داری تو کدوم حوزه کار کنی؟
* راستش اگه اجازه بدید دوست دارم سرویس سیاسی باشم. البته اگه نیاز باشه. گفتم واسه من فرقی نمی کنه. می تونم بگم بیشتر دنبال کار هستم تا دنبال چه کاری!
¤ بچه تو از سیاست چی می دونی؟ مثل اینکه نمی دونی اینجا ایرانه !!!
* ببخشید من نمی خواستم جسارت کنم. ولی چون تو روزنامه .... به نام دمپایی ابری سیاسی می نوشتم فکر کردم می تونم این مسئولیت رو دوباره به عهده بگیرم. من اونجا یه ستونه کوچیک هم داشتم که سعی می کردم با زبان طنز حرفم رو بزنم. اتفاقا نمونه کار هم واستون آوردم..
¤ ببین بچه جون من ۱۵ ساله دارم روزنامه در میارم. ولی تا حالا ندیدم سیاست مملکت اینقدر بدبخت شده باشه که یه بچه ۱۸ - ۱۹ ساله بیاد تو این حوزه کار کنه !! (با بی توجهی روزنامه ها رو پرت می کنه روی میزش)
* ببخشید مثل اینکه من راه رو اشتباه اومدم.....
¤ اگه دوست داشته باشی می تونم بذارمت تو واحد مالی ، بری چک آگهی ها رو جمع کنی !!؟
* با اجازه ....
¤ گفتی اسم ستونی که می نوشتی چی بود؟ ناراحت شدی؟
* خیر ! عصبانی شدم. تا بحال کسی منو اینطور خطاب نکرده بود..
¤ اگه دوست داشته باشی هم می تونم بذارمت پیشه آقای ... باهاش بری دنباله خبرای ورزشی. البته باید ببینم نیاز داره یا نه. آخه یه کم پیر شده...
* قربان اگه اجازه بدید من از خدمتتون مرخص می شم. فکر نمی کردم مطبوعات ایران اینقدر به گل نشسته باشه که امثال جنابعالی بیان روزنامه در بیارن !!
دیماه ۱۳۸۵
¤ به به آقای .... حالت خوبه بچه ! داری کم کم بزرگ می شی ها ! می بینم که هنوز داری کار میکنی! الان کجایی؟
* ببخشید ما هم دیگر رو می شناسیم !!!! ؟
¤ ااه به همین زودی یادت رفت. پارسال اومدی دفتر دنبال کار می گشتی ... یادته گفتم از اتاقم برو بیرون!!!!
* ببخشید به جا نمی یارم. عذر می خوام ..... راستی تا بحال کسی جرات نداشته به من بگه از اتاقم برو بیرون ! در ضمن بیشتر فکر کن یادت بیاد آخرین حرف رو اونروز کی زد !!!
حرف ۱- برای دلت کار کن نه واسه پول....
حرف ۲- همه کس طالب عشق اند چه هوشیار و چه مست / همه جا خانه عشق است ....
حرف ۳- از دوستانی که دعوتم کردند برای بازی یلدا احترام قائلم. اما یلدا بازی رو پایه نیستم!!!
حرف ۴- چقدر این دوران شیرین دانشجویی سخته آخه همش امتحان همش التماس واسه نمره همش تقلب!!! ... تا بعد از امتحاناتم شما می تونید یه نفس عمیق بکشید!