تبليغاتX
وقتی که ... - یک قصه تکراری و تلخ
خیال خوبیها درمان بدیها نیست بلکه صدچندان برزشتی آنها می افزاید

امشب تولد یکی از توپ ترین دوستامه

محسن عزیزم تولدت مبارک

اینم یه هدیه کوچیک واسه تو ...

 

سانسور فيلم در ايران

 

از همان سالي که بناي فيلم و سينما در ايران گذارده شد و فيلمهاي مختلف بر پرده سينماها به نمايش در آمدند، سانسور و مميزي فيلم به اسم «حمايت از هنر و اخلاق و وحدت ملي» روبرويش قرار گرفت و با تکان دادن قيچي معروفاش تکليف کرد که در هر فيلم چه باشد و چه نباشد. ديري نپاييد که اين بايدها و نبايدها به ضرب «آييننامه» و «دستورالعمل» و انواع معيارهاي دلبخواه ديگر سايه خودش را بر کل سينماي ايران گستراند.

                                          
کار سينماي ايران با نمايش فيلمهاي صامت شروع شد و مدتي بعد فيلمهاي داگلاس فربنکس، آني آندروا، ريچارد تالماج و سريالهاي تارزان همه پردهها را اشغال کرد. معمولا مردم از طريق پانويسها حرفهاي بازيگرها را متوجه ميشدند. گفته شده است که چون اکثر مردم بيسواد بودند و نميتوانستند پانويسها را بخوانند، سانسور در شکل اوليهاش به صورت خواندن دلبخواه و خلاف واقع پانويسها توسط ديلماجها آغاز شد (مشابه همان کاري که به نوعي ديگر و مدرنتر، چند سال پيش صدا و سيما با سريال «سالهاي دور از خانه» يا همان اوشين کرد.

                                           
با اين همه سر آغاز سانسور فيلم در ايران عمدتا به انتخاب و نمايش فيلم توسط سالنهاي سينماها بر ميگردد که سليقه و منافع آنها چگونگي ارائه هر فيلم را مشخص ميکردند. نگاهي به فيلمهاي نمايش داده شده توسط صاحبان سينماها، نشان ميدهد که جهتگيري سياسي آنها اساسا ريشه اقتصادي داشته است. اکثر آنها که در ابتدا وارد کنندهي فيلم بودند و با خريد فيلمهاي پيش پا افتاده آمريکايي و فرانسوي در آمد سرشاري کسب ميکردند، سود کلان خود را با جهتگيريهاي خاص سياسي به خطر نميانداختند. براي همين از سانسور فيلمها ابايي نداشتند و هر جا که فيلمي ايما و اشارهاي داشت که خوشايند مذاق حاکميت نبود، صاحب سينما آن قسمت از فيلم را به راحتي حذف ميکرد.

                               

 

اولين دستورالعمل سانسور

 

در جريان کودتاي 1299 رضاخان ميرپنج، سينماها براي مدت کوتاهي تعطيل شدند و از سال 1300 تا 1318 شمسي که «سازمان پرورش افکار» در وزارت کشور تاسيس شد، نظارت سينماها به عهده شهرداري و اداره سياسي وزارت کشور بود. صاحبان سينماها هم که اغلب از مهاجران ارمني و ساير جمهوريهاي شوروي بودند، بيشتر «فيلمهاي عشقي» نمايش ميدادند.

روزنامه «آينده ايران» در 31 تيرماه 1319 نوشت: «فيلمهاي سينماي ايران که اکثرا از فرانسه است، طوري مهيج و مملو از شهوت و عشقبازي است که حتي پيرمردهاي هشتاد ساله را هم تحريک ميکنند، چه رسد به جوانهاي عزب و دختران معصوم که براي تهذيب اخلاق به سينما آمدهاند.

خلاصه مطلب آن که بلديه تهران در مرداد 1309 لايحهاي براي نظارت بر نمايش فيلمها به مجلس ارائه داد و بيست سال بعد آييننامهي سينماها و موسسات نمايشي در خرداد 1329به تصويب رسيد و بعدها با شروع کار تلويزيون در ايران و دوبله و تغيير و تحول در ارگانهاي حکومتي مواردي به آن اضافه شد. مواردي که از نظر بازديدکنندگان سانسور فيلم، نمايش آن در ايران ممنوع شد تحت عنوان «آنچه نبايد گفت» به صورت زير تنظيم شد:

مخالف با مباني ديني و تبليغ عليه دين اسلام جعفري و اثني عشري.


مخالف با رژيم مشروطه سلطنتي و اهانت به مقام شامخ سلطنت و خاندان بلافصل سلطنتي
 
انقلاب سياسي در کليه کشورها که منجر به تغيير رژيم سلطنت گردد.


 
تحريک به انقلاب و عصيان بر عليه حکومت و رژيم سلطنتي کشور.


 
تبليغ هر گونه مرام و مسلکي که به موجب مقررات کشور ايران غير قانوني شناخته شده باشد.


 
هر نوعي فيلمي که در آن قاتل و جاني و سارق در نتيجه قتل بدون مجازات مانده باشد.


 
هر گونه شورش و انقلاب در زندان که منجر به شکست قواي انتظامي و پيروزي زندانيان گردد.


 
تحريک کارگران و دانشجويان و کشاورزان و ساير طبقات به مقابله با قواي انتظامي و تخريب کارخانجات يا مدارس و آتشسوزي.


 
صحنههايي از فيلم که موجب اشمئزار بينندگان گردد، به نحوي که موجبات تاثر و ناراحتي شديد تماشاچيان را فراهم کند.


 
فيلمهايي که مخالف با آداب و رسوم سنن ملي باشد.


صحنههايي از فيلم که در آن روابط نامشروع زنان شوهردار و يا فريب اغفال دختران نمايش داده شود و همچنين صحنههايي که در آن زنان لخت نشان داده شوند.


 
استعمال کلمات مستهجن(فحش)و اصطلاحات رکيک و تمسخر لهجههاي محلي (بيشتر در مورد دوبلاژ) رعايت شود.


 
نشان دادن صحنه زن و مرد در يک بستر در صورتي که زن و مرد برهنه باشند و فقط پوشش روي تختخواب حجاب آنها باشد.


 
فيلمهايي که موجب فساد اخلاق جامعه و يا بر خلاف عفت عمومي باشد و در آن رموز گانگستري نمايش داده شود.


 
فيلمهايي که به اختلافات نژادي و مذهبي دامن زند و موجب بغض و عناد مردم شود.

 

                                       



         

                  اين قصه سر دراز دارد                               


چندي بعد گروهي از متخصصان سينما هم آيين‌نامه ديگري تنظيم کردند که تفاوت‌هاي چشمگيري با آيين نامه فوق داشت.اين گروه عبارت بودند از نمايندگان وزارت فرهنگ و هنر (وزارت ارشاد کنوني)، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و شهرباني و چند روانشناس و جامعه‌شناس و ... که در ميان آن‌ها مي‌توان به مجيد رهنما، عبدالمجيد مجيدي، پروفسور فضل ا.. رضا، فريدون هويدا، محمود صناعي، احمد هوشنگ شريفي، مهدي فروغ، آذر احمديه و چند نماينده از وزارتخانه‌هاي نام‌برده، اشاره کرد.

 

    

                     

 

برگرفته از ..::همشهری کاوه::..

+ نوشته شده در ساعت توسط کاوه |



zirtitr :: پایگاه خبری فارسی زبان یوفا ::